تبليغاتX
DVD دیشب
یادداشتهای کوتاه در مورد DVD های موجود در بازار

نام فیلم :ِAMERICAN BEAUTY  زیبایی امریکایی

کارگردانَ : Sam Mendes

بازیگر : Kevin Spacey , Annette Bening

ژانر : اجتماعی - خانوادگی

مدت  :  00 : 2

کمپانی :DREAM WORKS

محصول سال : 1999

 

نمای فیلم از یک شهر شروع میشه و با همان نما هم به پایان میرسه .فیلم قطره آبی را زیر میکروسکوپ میگذارد داستان همه میکروبها را تعریف میکند و بعد دوباره قطره آب را نشان میدهد . آن قطره آب محله ای از شهر است و میکروبها آدمهای ساکن درآن . انگار کارگردان به عمد قصد تخریب منظره صبحگاهی یک حومه آرام ومرفه نشین را دارد. فیلم بسیار شخصیت محور است داستان هر آدمی گفته میشود به هر کسی اجازه داده میشود خودش را توجیح کند.معدود آدمهایی در فیلم نقش کناری دارند یا داستانشان گفته نمیشود. دوست نقاشی میگفت در نقاشی مدرن و پست مدرن هر نقطه ای به دلیلی در آنجاست که باید باشد و هر خطی را باید تحلیل کرد . در << زیبایی امریکایی  >> به هر شخصیتی باید اینگونه نگاه شود. جالب اینجاست که در این فیلم هیچ کس قهرمان نیست همه به شدت در حال تقلا هستند بنیانهای خانواده سست است و همین که کسی در این فضا گلیم خودش را از آب بیرون بکشد اتفاق جالبی رخ داده اگر کسی به فکر تشکیل یک شبهه خانواده از نوع سست و مدرن آن باشد و شریکی برای زندگی انتخاب کند او به واقع رستگار شده است و قهرمان فیلم است.

 

وقتی با فیلم سرگرمید سعی کنید شخصیتها را از نوع سرگرمی آنها حدس بزنید نه مشاغلشان . آرامش و صبر فیلمبردار,  شلیک بی هدف,  خود ارضایی و ورزش و  خیانت جنسی خود آرایی اینها نکات کلیدیند.

 

توجه کنید به رنگها مثلا مرد فلم با تغییر تنوع رنگ و نظم چیدمان در فضای فیلم روحیه اش مشخص میشود. 

 

شخصیت مرد فیلم که در ابتدای فیلم روایت داستان را به عهده میگیرد یک کارمند اداریست که در سن 42 سالگی دچار بحران میانسالی شده. بی اراده و سست عنصر است وبه قول خودش هیجان انگیزترین لحظه روزش خود ارضایی صبحگاهیش است. دختری دبیرستانی دارد ناگهان مریض گونه دوستدار دوست دخترش با سنی کمتر از نصف سن خودش میشود و این انگیزه ای میشود برای دگردیسی روحی او .با این عشق نا سلامت  ورزش و محرک – مخدر های پسر همسایه و تغییر شغل به موجودی تبدیل میشود دوست داشتنی تر

اما هنوز نا سلامت...

 

زن فیلم دلزده از سستی شوهر در حالی که احساس تنهایی میکند از نظر سنی در سراشیبی قرار دارد او هم نمیتواند خانواده را مدیریت کند .خیانت میکند و رسوا میشود و در آخر فیلم خرد میشود وله ...

 

دختر خانواده تنهاست به دوستانش برای دوست ماندن باج میدهد نمنم عاشق میشود تغییر میکندشجاع میشود اینقدر که بتواند به من درونی خود تکیه کند و از خانه بگریزد...

 

پسر همسایه اهل نیست مواد محک ومخدر معامله میکند و معتاد فیلم گرفتن و چشم چرانیست پولهای حاصل را خرج میکند در عین حال حسی هنرمند گونه دارد که کمی هم حالات روانی را القا میکند ( بیشتر در موردش نمیگویم )..

 

مرد همسایه به نوعی دلیل همه حالات پسرش است نظم بی مورد خشک به او اجازه نمیدهد کمی فکر کند تا از سوئ تفاهمها رهایی یابد این یکی تغییر شخصیت را در مسیری متفاوت میپیماید تا در آخر کار احمق فیلم شناخته شود...

 

دوست دختر اما در یک شب به بلوغ میرسد و فرشته وار مرد اول فیلم را در مسیری عرفانی همراهی میکند...

 

فیلم پیچیده است اما اثر گذار و ماندگار است . به پرداخت زیبا از خشونت در آخر فیلم توجه کنید به تصورات سکسی- عشقی مرد همراه با گلهای رز .

 

فیلم را ندیده بودم به علت روی جلد سکسی مثل همیشه در مورد فیلم پیشداوری کرده بودم دیدن فیلم را مدیون نظر SANAZ_Z_D در همین لاگ هستم سپاسگذارم ساناز جان ( اگر ابوالفضل هم بودی ) سلیقه شما را تحسین میکنم و ممنون که به لاگ من سر زدی.

 

از دیدن فیلم لذت ببرید.

 

۱۴/۸/۸۶ : وبلاگ برترین فیلمهای جهان هم مطلبی در مورد زیبایی امریکایی دارد.

 

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

نام فیلم :SENTINEL  نگهبان

کارگردانَ : Clark Johnson

بازیگر : Michael Douglas , Kiefer Sutherland, Eva Longoria

ژانر :  سیاسی اکشن

مدت  :  50 : 1

کمپانی : 20 CENTURY FOX

محصول سال : 2006

 

اگر قرار باشه تغییر شگرفی در تاریخ سیاسی جهان به وجود بیاوریم بهترین پیشهاد چیست؟

اگر قرارباشد با یک ترور این کار را انجام دهیم شما چه کسی را پیشنهاد میکنیدمایکل جکسون یا جرج بوش؟

<< نگهبان>> با تصاویر مستندی از ترور ریگان آغاز میشود. ( تروری که خیلی از افراد آن زمان آنرا بهترین بازی هنرپیشه تارزان دانستند. )

 

فیلم در هوای حفاظت شخصیت و تیم گارد ریاست جمهوری امریکا سیر میکند . داستان فیلم به طور خلاصه سعی تیمی روسی به جا مانده از ( کا- گ - ب ) برای ترور رییس جمهوری فرضی در امریکاست ( در دقایق آغازین فیلم وقتی پیت ( مایکل داگلاس ) مشغول ورزش است عکس او را با بیل کیلینگتون در اتاق میبینیم پس رییس جمهور این فیلم جرج بوش است فقط چون پای رابطه غیر اخلاقی زنش به میان داستان آمده اسمش عوض شده است اما این احمق دست و پا چلفتی حتما بوش است شک نکنید ) دلیل این کار و این که این ترور چه سودی برای این افراد دارد و ارتباط آنها با خطوط عربی تیتراژ و لحجه عربی واسم القاعده چیست در فیلم مشخص نمیماند وسناریو نویس این گره را کور باقی میگذارد. گروه تروریست از یک مامور خائن نفوذی برای این کار استفاده میکند.حالا اگر مایکل داگلاس مامور حفاظت باشد و با زن رییس جمهور رابطه داشته باشد و برای افشا نشدن این رابطه همزمان با فرار به علت مشکوک بودن به وظیفه کشف جرم هم بپردازد داستان تا آخرش لو رفته است.

 

هیچ معمای عجیبی در فیلم شما را جذب نمیکند.هفت تیر کشی دم به دم و ژستهای آقا ما خیلی پلیسیم و از این مسائل.

 

توجه کنید به پیوند دوباره دو دوست همکار وقتی طرف میفهمه که دوستش با زن رییس جمهور رابطه داره مطمئن میشه که با زن اون رابطه نداشته و مسئله به خوبی و خوشی حل میشه.

 

انشاالله در سالهای آینده شاهد انواع دیگری از بی غیرتیها و خیانتهای زناشویی  در سینمای هالیوود خواهیم بود تا آنجا که نام عشق بیشتر به گند کشیده شود و از آن فقط سکس خالص  بی هدف باقی بماند . نه جانماز آب نمیکشم اما دلم برای عشقهایی اصیل از دسته << اشکها و لبخندها >> یا << بانوی زیبای من >> یا << داستان وست ساید >>تنگ شده.احساس میکنم بعضی از واقعیتهای کثیف با راه یافتن به رسانه ها  در جامعه تبلیغ شده و گسترش میابد. مانند حکایت مردان دو زنه و زنان صیغه ای در سریالهای ایرانی که ماهیتشان با آنچه در فیلمهای هالیوودی باب شده چندان فرقی ندارد.

 

به هر حال << نگهبان >> فیلمی خوش دکور و گول زننده است که فکر نکنم پایش به برنامه های سینما سیاست یا سینمای سلطه باز شود.در ضمن تهیه کننده فیلم هم مایکل داگلاس است .

 

به نظر شما کلینت ایستوود  قبلا این فیلم را بازی نکرده است .

 

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

روایتهای جدید از خون آشام

به تدریج روایتهای جدیدی از این اسطوره مدرن به جهان سینما پا گذاشت.روایت سنتی دراکولا همان هیولای ضد مسیح  و شب رو بود که ایمان مسیحیان سست ایمان را ضایع میکرد و با گاز گرفتن آنها و مکیدن خونشان آنها را در میان مرگ و زندگی معلق میگذاشت. در آخر هم بعد از نابودی همه خون آشامان به وجود آمده در طول فیلم به نفع فروش نسخه بعدی زنده میماند.( داستان دراکولا داستانی کامل  است و اصولا احتیاجی به ادامه دادن ندارد.)

روایتهای تازه :

-         گرگ انسان نما یکی از اسطوره های فولکلور جزایر بریتانیا و اروپاست . انسانی است که توسط یک گرگ انسان نمای دیگر گزیده شده و خود با یک دگردیسی در شبی که ماه کامل است به گرگ تبدیل میشود.یادمان باشد یکی از صورتهای خون آشام گرگ بود بنا براین گرگ انسان نما به راحتی یکی اززیرگروههای خونآشام است.با این حال در بعضی نسخه های جدید در مقابل داکولا یا به عنوان موجودی دیگررخ مینمایاند.فیلمهای << ون هلسینگ >> و دو گانه<< زیر زمین >> از این گونه است.

-         فیلمهای دیگری سعی در این موضوع دارند که خون آشام را موجودی کمتر هیولا معرفی کنند تا هیولاهای تازه ای را برای غلیظ تر کردن سوپ وحشت به بازی بیاورند مانند مردان عنکبوتی در << بلید 2 >>

-         تمامی خصوصیات اصلی خون آشام در زامبیها هم مشاهده میشود زامبیها هم زنده خوارند و با گاز گرفتن تعدادشان زیاد میشود بجز اینکه زامبی ها بی عقل اند و برده وار و زشت چهره اند. ( ر خلاف دراکولا که ازخانواده ای فاخر خوش تیپ وخوش لباس معرفی میشود. )فیلمهای زامبیها به نوعی فیلمهای دراکولا را رمز گشایی میکنند

-         در مجموعه شرلوک هولمز هم در قسمتی به این اسطوره پرداخته شد که سیمایی انسان گونه تر برای آن قائل بود.

 

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

دراکولا

همه ما حداقل یک فیلم در مورد خون آشامها دیده ایم. موجوداتی سئوال برانگیز و اسرار آمیزو وحشتناک  که تا دوران بزرگسالی هم ترسی نهفته را در دل بیدار میکند. خون آشام چیست وتا چه حد واقعیت دارد؟

خون آشام درست محل برخورد تاریخ  علم روانشناسی و هنر سینماست.رد پای هیولایی به نام خون آشام حتی پیش از میلاد هم دیده شده . این که قدرت از خون میاید در تورات وجود دارد به این دلیل موسی قوم خود را از خوردن خون منع میکند چون خون جان است .  خوردن خون در میان یهودیان به معنی پشت کردن به دین و کافر شدن است ( در دین اسلام هم نوشیدن خون حرام است مگر در مواقع خاص مسیحیان هم دید خوبی نسبت به خوردن خون ندارند در فرهنگ قرون وسطی این کار موجب جادوگر شناختن فرد و سوزاندن او میشد .)

 

-         از دید تاریخی فردی به نام کنت ولادیمیر دراکولا در ترانسیلوانیای رومانی زندگی میکرده است.  این شخص در جنگهای صلیبی شرکت میکند و بسیار هم دلیرانه و مومنانه میجنگد .کشیشهای سیاستمدار کاتولیک و ارتودکس به همراه ثروتمندان محلی که حامی مالی او بوده اند بارها پشت او را خالی میکنند . او مجبور میشود به کشور همسایه بگریزد از آنها کمک بخواهد تغییر مذهب دهد و با داشتن همسر با زنی دیگر که دختر شاه آنجاست ازدواج کند.( تا اینجا با دیدی مسیحی گناهانی مانند تغییر مذهب و چند همسری را از دید  مسیحیان مذتکب شده است. )  داستان هایی وجود دارد که وی بسیار انتقامجو بوده است و دستش به خون راهبان یک دیر نیز آغشته شده.( آنها مخفیگاه او را برای دشمن داخلی آشکار کرده بودند ) واین در مذهب کاتولیک که کشیشها را موجوداتی نیمه مقدس به شمار می آورند گناه بزرگیست. داستانها میگویند ولاد بزرگ دشمنانش را به نیزه میکشیده و در حال نوشیدن خون آنها – در جام – مرگ تدریجی آنها را نگاه  میکره است.به هر حال وی به هنگام مرگ به هیچ کدام از دو مذهب پایبند نبود . وقتی 50 سال بعد مقبره وی را شکافتند بابقایای جسد یک خوک مواجه شدند. در حال حاضر دولت رومانی تصمیم دارد کاخ به جا مانده ازدراکولا را به رستوران-موزه تبدیل کند تا از این شخصیت پول در آر هالیوودی چیزی هم به رو مانیاییها برسد که کلیسای محترم کاتولیک مخالفت میکند اما از حیاط این کاخ به عنوان پارک تفریحی استفاده میشود .

-         کتابهای روانشناسی از بیماری ویژه ای به نام سندرم دراکولا یا زنده خواری حکایت دارد که شخص بیمار فکر میکند با خوردن قسمتی از قربانی مثل قلب و خون و جگر یا همراه داشتن عضوی از وی قدرت او به بیمار منتقل میشود . عوامل فرهنگی نیز در شدت این بیماری موثرند.این بیماری بیشتر در میان قبایل بدوی دیده میشود ولی 519 مبتلا به این بیماری در سال 1990 در امریکای شمالی  شناسایی شده بودند. در قرون وسطی مبتلایان به نوع خاصی بیماری ناشی از کمبود ویتامینهای مختلف را که موجب عقبنشینی و خونریزی لثه ( که به داراز شدن دندانها تعبیر میشد ) و از شکل افتادن ناخنها میشد را به علت اینکه نور آفتاب را نمیتوانستند تحمل کنند  ( از عوارض بیماری ) هم پیمان با شیطان دانسته زنده در آتش میسوزاندند.

-         برام استوکر این دو واقعیت را در کنار هم نهاده و دستمایه ای برای رمان خود دراکولا به دست می آورد . این رمان در قالب نامه هایی بین شخصیتهای داستان یا خاطرات ثبت شده در دفاتر و گزارشات ثبتی روی صفحات مغناطیسی است. دراکولا در این داستا ن یک روح پلید پیمان بسته با شیطان با ماهیت ضد مسیحی است که در ساعات خاصی از شبانه روز که در بالاترین حد قدرت است میتواند به مه و گرگ و خفاش ..... تبدیل گردد. باید خون فرزندان مسیح را بنوشد وایمان انها را ضایع کند تا زنده بماند . نور روز او را ضعیف میکند بنابراین در طول روز در تابوتش که با خاک متعفن پر شده استراحت میکند استراحت میکند. برای کشتن او باید میخ وبی در قلبش فرو کرد و سرش را از بدن جدا نمود. همچنین از مواجه شدن با صلیب و آب تبرک شده ( همان آب معمولیست که کشیشی کاتولیک بر آن دعا خوانده اسید نیست) بیم دارد. این روح شیطانی بدون دعوت وارد جایی نمیشود وفریبکار و دروغگوست و به علت اینکه متعلق به دنیای تاریکیست نوری از او خارج نشده و آینه تصویرش را منعکس نمیکند. پس از این خون آشام از حوزه خرافات رایج در قرون وسطا وارد مرزهای ادبیات کلاسیک و پس از آن ادبیات نمایشی شد. تاکنون دهها فیلم در کشورهای مختلف در مورد این دراکولای سنتی ساخته شده . خشونت وسکس در تمام این فیلمها موج میزند و کلیسا و کفرتم اصلی آنهاست بهترین فیلم سالهای اخیر در این زمینه << دراکولا >> ساخته فرانسیس فورد کاپولاست که بر اساس اثر اصلی برام استوکر ساخته شده. تاثیر کمیک استرپ بر سینما در این فیلم دیدنیست همچنین جلوهای ویژه و گریم فیلمی دیدنی ساخته اند. بازیهای خوب آنتونی هاپکینز(هنر پیشه << سکوت بره ها >> ) و کینو ریوس (هنر پیشه سه گانه << ماتریکس >> ) بر ارزش هنری فیلم افزوده اند.

از فیلمهای دیگر در این زمینه:

 << مصاحبه با خون آشام >> با بازی تام کروز

<<دراکولای 2000>> روایتی جدید و قابل بحث

<<خون آشام در بروکلین >> یک فیلم سیاه ( ساخته شده توسط سیاهپوستان با پافشاری بر سیاهپوست بودن هنر پیشه های اصلی)

سه گانه<< بلید >> یک اکشن با جلوه های ویژه بالا برگرفته از کمیک استریپی به همین نام در دهه هفتاد.

<< ون هلسینگ >> یک داستان ترکیبی با جلوه های ویژه دیجیتال

 

و فیلمهای دیگری که از سطح هنری بسیار پایینی برخوردارند

 

در یادداشت بعدی روایتهای منشعب از دراکولا را مانند زامبی و مرد گرگ نما را میآورم .

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

 ِDAMAGE  صدمه

 

نام فیلم :ِDAMAGE  صدمه

کارگردانَ : Louise Malle

بازیگر : Jeremy Irons , Juliette Binoche

ژانر : اجتماعی - خانوادگی

مدت  :  50 : 1

کمپانی :NEW LINE CINAMA

محصول سال : 1992

 

<< صدمه >> را باید چندین بار با  زاویه های دید مختلف دید.

یک  سیاستمدار بلند پایه نامزد پست وزارت در گیر یک ارتباط نا مشروع با نامزد پسرش میشود . ( یک عشق محکم )  حاضر است همه چیزش را از دست بدهد تا به معشوقه برسد .خانواده – شخصیت اجتمایی – شغل و سیاست همه چیز کاملا. در عوض زن نمیخواهد هیچ چیز را از دست بدهد حتی تاکید میکند پدر و پسر را با هم میخواهد. پدر دیوانه وار به همه حتی خودش خیانت میکند ت جایی که پیش دختر نوجوان خانواده نیز آبرویی برایش نمیماند. در آخر این مثلث عشقی به طرز فاجعه باری پایان میابد ....( بسه دیگه همش را گفتم بی مزه میشه ها.)

 

- << صدمه >> فیلمی است سکسی(بالای 22 سال بنابراین بچه ها ... مسواک بوس لالا) . ودر ارائه یک سکس دیوانه وار طبیعی تا حدودی موفق بوده است.

 

- << صدمه >> فیلمی است سیاسی که نشان میدهد سیاستمداران فرصت اشتباه ندارند . در حالتی فرضی نشان میدهد نردبان سیاست تا چه حد سست است موضوع اخیر راجع به هنرپیشه ها ( ستارگان سینما ) مجریان تلوریونی و ورزشکاران معروف هم صدق میکند این نشان میدهد ما انتظار داریم اسطوره های دستپرورده خودمان مانند خودمان نباشند و از آفات اجتماعی دور بمانند ( البته توجه کنید در کشور مفروض اصلا قحط الرجال نیست و  بهای هر خطایی را باید پرداخت داشتن این نعمت را به رسانه های آزاد بدهکارند با این حال در انگلیس هم از این خبرها نیست و سیاستمداران در دنیای واقعی مثل مارماهی میگریزند ).

 

- << صدمه >> فیلمی است عشقی چون صحنه های عشقی در آن به دقت تنظیم شده تا شما را پای دیدن فیلم نگه دارد .

 

-<< صدمه >> فیلمی است اجتمایی زیرا نشان میدهد پایه های معنویت و اخلاق تا چه حد سست شده است.( تا این حد که این فیلم اکران میشود.

 

در ضمن توجه کنید شایذ بهتر باشد موضوعاتی مانند سکس خانوادگی یا خیانت اینگونه باز در سینما  زیر ذره بین قرار نگیرد.درست است که هنر بازتاب اجتماع است اما اجتماع هم بازتاب هنر است شاید فیلمهایی مثل << صدمه >> و << بی وفا >> یا نسخه های ایرانی مثل << رخساره >> شلیک مستقیم به سر خودمان باشد.نظریه دوم میگوید پرداختن یک هنرمند به سوژه های زنده اجتماعی باعث پذیرفته شدن این امراض در پیکره اجتماع شده  و متخصصین علوم اجتماعی با داشتن صورت مسئله آگاه شده و وادار به حل آن میشوند.به نظر شما کدام یک درست است.(نظر بدهید )

مثلا شایعه است که ما در ایران 5200 پرونده سکس خانوادگی ( تجاوز برادر پدر پدر بزرگ عمو به پسر ها و دختران زیر سن بلوغ قانونی ) در این صورت آیا این آمارها را باید مخفی کرد یا در موردشان حرف زد حرکت کرد فیلم ساخت و عکس العمل عقلانی انجام داد( نه مانند اعدام یک فرد برای خنک شدن دل مردم صدمه دیده. آنچنان که در مورد خفاش شب و بیجه داشتیم )----------( پس نظر بدید )

 

به بازیها  دقت کنید که تا چه حد باور پذیرند. میزانسنهای جالب و خدمتی که موسیقی به داستان میکند.

فیلم در اروپا ساخته شده معماری زیبای شهر ها چشم نواز است.

<< صدمه>> را با چشم باز ببینید . اینقدر جا دارد که وبلاگی جداگانه داشته باشد.

 

 

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

نام فیلم :UNFAITHFUL  بی وفا

کارگردانَ : Adrian Lyne

بازیگر : Richard Gere , Diane Lane

ژانر :  اجتماعی - خانوادگی

مدت  :  00 : 2

کمپانی : 20 CENTURY FOX

محصول سال : 2002

 

آیا نمایش فساد اخلاقی یا با دیدی رادیکالتر شیه خانواده های پست مدرن از رسانه هالیوود نمایانگر اشاعه این فرهنگ در جهان است یا نسبت به آن هشدار میدهد . تماشاگر با دیدن این فیلمها خود را باید هر چه بیشتر در جامعه ای با بنیانهای خانوادگی متزلزل بیابد یا باید به فکر راه چاره بیافتد ...

تبلیغ – هشدار

در دو سه سال گذشته  حداقل 15 فیلم با مزامین فروش همسر-  سکس خانوادگی و بی وفایی  ( که حالا پای ثابت فیلمهای خانوادگی شده ) اکران شده است. دوست دارم بدانم  امریکاییها این را به عنوان واقعیتی محکم پذیرفته اند.( این که زن یا شوهر خیلی عادی خانواده را به مسخره بگیرد.)

به هر حال ..

فیلم با نشان دادن یک خانواده سه نفره آرام شروع میشود. آنقدر آرام که نتوانسته اند محیط شهر را برای تربیت فرزندانشان مناسب بیابند . یک خانه ویلایی در کنار دریاچه ای آرام . خانواده ای کانلا به قاعده هر چه نگاه کنید جز بی نظمی های کودک چیز دیگری آبهای دریاچه این خانه را حتی به اندک موجی مشوش نمیکند.

مشکل از یک روز طوفانی در قلب نیویورک آغاز میشود یک محله  فقیر نشین وقتی زن از خرید روزانه باز میگردد باد او را به زمین میزند . جوانی فرانسوی به او کمک میکند و به خانه دعوتش میکند تا زخمهای زمین خوردن را پانسمان کند. آپارتمان جوان فرانسوی به گونه خاصی شلخته است . اصلا آراستگی شوهر در وجود فرانسوی دیده نمیشود اما رابطه شکل میگیرد و در پس آن جنایت رسوایی ندامت و در آخر به گونه زیبایی بیننده در خماری پایان ماجرا میماند.

 

بازیها در این فیلم دیدنی است.

 

به دکوراسیون و به قول سینمایی ها کومپوزوسیون ( ترکیب بندی ) توجه کنید راههایی برای شناخت شخصیتها در آنهاست اینجا هنر پیشه ها لازم نیست زیاد صحبت کنند.

 

نور ها در آنجا که با عشق پاک خانوادگی طرف هستیم بسیار شفافتر از خانه پسر فرانسویست .

 

فیلم با منظره وسیع دریاچه آغاز میشود با آرامش یک آب آرام در صبح در محیطی بسته در یک اتومبیل بخشش و عفو اتفاق می افتد . با رسیدن صبح همه چیز از نو آغاز میشود.

 

از دیدن فیلم لذت ببرید و منتظر فیلمهای زیادی در این ژانر( بی غیرتی ) باشید .

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

نام فیلم :The  LAKE   HOUSE خانه دریاچه

کارگردان : Alejandro Agresti

بازیگر : Sandra Bullock, Keanu Reeves

ژانر :عشقی- تخیلی ( ژانر جدید )

مدت  :  33 : 1

کمپانی : WARNER BROS. PICTURES

محصول سال : 2006

 

برای کسانی که فیلمها یکی در میان دنبال میکنند ( توجه :  یعنی من خیلی حرفه ای فیلم میبینم ) باید بگم این آقای Keanu Reeves همون بازیگر سه گانه(( ماتریکس )) - ((  وکیل مدافع شیطان )) – (( کنستانتین ))- ((دراکولا ))و چند فیلم دیگر از آن دسته فیلمهایی که باید در سینما ماورائ در موردشان صحبت کنند ( البته در مورد آنچه از این فیلمها پس از قیچی کاری و تغییر فیلمنامه لباس پوشاندن به هنرپیشه و تغییر کشور فیلمساز و تغییز اساسی میماند).خیلی خلاصه این هنر پیشه علاقه خاصی به بازی در فیلمهای معجزه گونه یا (( آنجا که علم از پاسخ باز میماند ))  دارد.

 در ((خانه دریاچه )) مهندس جوانی به خانهای با معماری خاص اسباب کشی میکند که روند فیلم نشان میدهد طراح آن پدرش بوده.در خانه نامه ای میابد از آینده. صندوق پست جلوی خانه راه ارتباط معمار جوان در حال حاضر با دختری در دو سال بعد میشود . ارتباط ساده به عشق منجر میشود و تلاش برای ملاقات در زمانی واحد.ترفندهایی برای دور زدن زمان وتغییرات جزیی در سرنوشت آقا در آخر یک هیچ به نفع عشق ماچ آلود امریکایی.(و این بود حد اکثر تلاش برای تعریف نکردن جزییات فیلم .)

توجه کنید به روند بی وفا شدن شخصیتها در فیلمهای جدید و ماچ وبوس راحت به همه رهگذرهای دل خسته.

میتوان با عشق از زمان هم جلو افتاد ( کاشکی پسره آخرش میمرد دلمون خنک میشد ).

معمای صندوق پست گنگ و مبهم باقی میماند مانند عشق لیلی و مجنون وار دو آدم که همدیگر را ندیده اند. ( آدم یاد عشقهای چت روم میافتد ! )

معماری در فیلم مورد توجه قرار داردو صحنه های عشق امریکایی در این پس زمینه اتفاق می افتد.این فیلم میتوانست یکی از قصه های هزار و یک شب باشد یک بار عشقی قوی دارد.

( توصیه اخلاقی فیلم را در شب ولنتاین ببینید!)

( دیدید یاد گرفتم همه فیلم را تعریف نکنم )

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

نام فیلم : جیا          GIA

کارگردان : MARVIN WORTH

بازیگر : , Elizabeth Mitchell        Angelina Jolie

ژانر : اجتماعی

مدت  :   55 : 1

کمپانی : HBO PICTURS

 

 

داستان فیلم واقعی است . البته با کمی دخل و تصرف.در ابتدای فیلم میخوانیم:

(( جی یا ماری کارانجی در سال 1960 در فیلادلفیا به دنیا  آمد در اوایل 18 سالگی به افسانه ای در حرفه مد تبدیل شد .در اینجا داستان زندگی او را از زبان کسانی که با  او آشنا بودند و کلماتی که در رزومه اش نوشته شده میبینید ))

فیلم بازسازی شده یک نسخه مستند تلویزونی است.انتخاب جی یا ماری کارانجی به عنوان سوژه کار باز میگردد به این موضوع که او اولین بیمار زن بود که ویروس ایدز در او کشف شد . اعتیاد همجنس گرایی و هرج و مرج موجود در این حرفه تم اصلی و دستمایه کارگردان است. در ضمن استفاده از بازیگر معروفی مثل آنجلینا جولی و پر کردن فیلم با صحنه هایی پر تحرک و سکسی برمخاطبین جوان فیلم افزوده است.

جی یا ماری کارانجی از اون مانکن هایی است که مخاطب ایرانی بیشتر با کانالهای ماهواره ای مثل FASHION با حرفه شان آشنایی دارد. اساس این شغل بر جوانی زیبایی و خوش پوشی استوار است که همگی عناصر موقتی هستند. این مانکن ها برای قرار گرفتن جلوی دید به مدت 20 تا 30 ثانیه باید آرایشهای دو ساعته را تحمل کنند .باید در فشار کاری بالا لبخند بزنند. باید 24 ساعت در  روز زندگی کنند فشرده. خروجیهای این شغل در سنین 22 تا 26 سالگی به هنرپیشگی و مشاغلی نه چندان جالب جذب میشوند ( البته نویسندگان و سیاستمدارانی هم هستند که این شغل موقتی را در کارنامه خود داشته اند). واقعیت این است که در صنعت پوشاک امروز دنیا این شغل به یکی از حلقه های اصلی زنجیر بدل شده. 

 

جیا در زندگی غرق است همه چیز را تجربه میکند به چیزی نه نمیگوید انگار باور کرده که ما در این دنیا آزادیم بدون هیچ گونه محدودیت. جیا بچه طلاق است اتفاقا دلیل طلاق والدینش عدم وفاداری و سبکی مادر اوست.مادری که در همه جای فیلم کاری نمیکند بجز تنها گذاشتن دخترش.در جایی از فیلم احساس کردم جیا از خودش و از زیباییش خسته شده. 

جیا به شدت تنهاست .همجنس گرا( قرار است از این پس به جای همجنس باز و همجنس گرا بگوییم ((دگر باش )) یادمان بماند دگر باش ) بودن او بیشتر تنهاییش را جلوه گر میسازد.همه میخواهند بروند . مادرش دوستش و دختری که او عاشقش شده. به وضوح فیلم بر این مسئله تاکید دارد که منشا بیماری او اعتیاد تزریقی است .

این فیلم مرثیه ای است برای جی یا ماری کارانجی و همچنین میخواهد ایدز را مانکنها را با وضعیت شغلی نا مناسب و زندگی یک زن همجنس گرای امریکایی و بحران فروپاشی خانواده در غرب را به تصویر بکشد اما اینها به کنار عجب هیکلی داره آنجلینا جولی!

آنجلینا جولی تمام تلاشش را بای در آوردن نقش جیا کرده است اما کاش بازیگر دیگری این نقش را بازی میکرد تا کمی باور پذیرتر مینمود.

(راستی ایدز از راه تماس جنسی غیر ایمن با فرد بیمار وانتقال خون و مشتقات خون و ابزاری که با خون تماس دارد و به صورت مشترک استفاده شود و از مادر به جنین انتقال میابد. الگوی ایدز در کشور ایران از اعتیاد تزریقی به سمت تماس جنسی پیش میرود شاگردانمان و نوجوانانمان را آگاه کنیم در مورد ایدز بدانیم و اطلاعاتمان را به بقیه انتقال بدهیم ایدز درمان قطعی ندارد اما به سهولت قابل پیشگیری است. این را برای دوستتن نوجوان نوشتم که به لاگ من سر میزنند . جوانها که خودشان دیگه بعله......)

جیا در سال 1986 در سن 26 سالگی در گذشت.

از دیدن جیا لذت ببرید و بیندیشید.( نمیشد آنجلینا جولیش بیشتر باشه )

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

نام فیلم :MALENA مالنا

کارگردان :GIUSEPPE TORNATORE

بازیگر :  Monica Bellucci, Giuseppe Sulfaro

ژانر :اجتماعی

مدت  :1:45        

کمپانی :MIRAMAX   FILM

محصول سال : 2000

 

 

ضرب المثل جدیدی آمده  : مالنا را ببین بعد بمیر!

وقتی مونیکا بلوسی در فیلمی بازی کند آن فیلم را باید دید.مالنا با شروع نوجوانی و بلوغ شخصیت فیلم آغاز میشود و با پا گذاشتنش به بزرگسالی پایان میگیرد. نوجوانی که در دنیای خیالی به زنی دل میبازد. پسر بچه زشت مظلوم موزی و عاشق پیشست.در عوض زن که شوهرش به جبهه رفته زیباترین و خوشلباسترین زن شهر است.جنگ جهانی دوم و ورود متفقین و متحدین انحراف اجباری زن رسوا شدنش در شهر و بازگشتش موازی با بلوغ پسر بچه و جنگ که همه جا حضور دارد و بازی کردن با فرهنک و مردم ایتالیا برای تماشاگر ایرانی جالب است . اگر دنبال یک فیلم با صحنهای سکسی هستید مالنا برای شما جالب نیست. معماری ایتالیایی هم بر زیبایی فیلم افزوده .فیلم به زبان ایتالیایی است اما زیر نویس انگلیسی دارد.

دلیل علاقه من به این فیلم دو چیز است:

1 – مونیکا بلوسی

2 – باز هم مونیکا بلوسی

از شوخی گذشته فیلم سه داستان را با هم دنبال میکند داستان زنی تنها در یک جامعه کوچک که از نجابت کامل با حرف مردم و کمی تشویق مردان ناجور به هرزگی کشیده میشود بی آبرو میشود از شهر میگریزد و دوباره  بخشیده میشود زنی زیبا درونگرا آرام که پر از جاذبه است برای نوجوانان وکلا تجار آلمانیهای دشمن و...

داستان دوم  به پسری نوجوان میپردازد که دوران نوجوانی خود راپشت سر میگذارد بحرانهای آشنا شدن با دنیای جدید سکس و عشق و در آخر فیلم رفتارهای پخته او نشان میدهد که حالا بزرگ شده است.

داستان سوم بهره برداری ایتالیایی است در این قسمت ایتالیا که متحد آلمان نازی در جنگ دوم بوده در خلال داستان چنین القا میکند که مانند فرانسه از قربانیان این جنگ بوده است به این جنبه از فیلم دقت کنید. امروزه کمتر فیلمی بدون کارکرد سیاسی ساخته میشود.(این گفته شامل فیلمهای خیلی بد نمیشوند آنها کارکردی صلح آمیز دارند).

توجه کنید فیلم با جنگ آغاز میشود  با اولین نشانه های نوجوانی و بحران بلوغ جنسی وبا آغاز لغزشهای اخلاقی زن وبا شروع صلح آرامش جوان و پیدا کردن دوست دختر مناسب و بازگشت مالنا به عشق خانوادگی پایان میپزیرد.پس فیلم در مورد پشت سر گذاشتن بحرانه.( اما یادتون نره ایتیلیا با آلمان متحد بود.) 

به هر حال اوقات خوشی با مالنا داشته باشید.

اگر دوست داشتید عکسهایی از مونیکا بلوچی ببینید .کلیک کنید

 

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  | 

نام فیلم :HANNIBAL RISING قیام هانیبال

کارگردان : Peter Webber

بازیگر : Leo Davis , Gaspard Ulliel , Gong Li

ژانر :خشونت

مدت  :1:50        

کمپانی :DDLC

محصول سال : 2007

 

دکتر هانیبال لکتر قاتل -  آدمخوار خونسرد و نیمه روانی برای علاقمندان به  سینمای امروز هالیوود شخصیتی شناخته شده به حساب میآید. این شخصیت با چهارمین فیلم خود میرود تا در ردیف دراکولا و جیمز باند به شخصیتهای تکراری سینما بدل شود ( البته اگر مانند ایندیانا جونز متوقف نگردد ). دکتر هانیبال لکتر را ابتدا با  << سکوت بره ها >>  شناختیم . فیلمی پر از تعلیق وجاذبه خشن ودلهره آور  البته نه تا حدی که به گیشه لطمه جدی بزند.بعد از <<  سکوت بره ها >>  با << هانیبال >>  و <<  اژدهای سرخ >>   بیشتر به این شخصیت بها داده شد.داستان کلی این فیلمها تحقیق برای یافتن دکتر هانیبال لکتر ادامه جنایات بیمار گونه او وگذشتن وعدم موفقیت او در عشق و در آخر فرار پیروزمندانه دکتر لکتر به نفع ادامه سریال گونه این رشته فیلمهاست.

ماجرای کلی << قیام هانیبال >> چگونگی تبدیل یک کودک احساساتی را به یک قاتل خونسرد بیان میکند .

ظاهرا قرار گرفتن لیتوانی  در منطقه جنگی بین روسها وآلمانها در جنگ جهانی دوم یک عده سرباز آلمانی را آنقدر گرسنه نگه میدارد که تصمیم به خوردن تنها خواهر هانیبال10 ساله میگیرند وهانیبال 8 سال بعد ÷س از فرار از یک مدرسه کمونیستی در لیتوانی متعلق به شوروی سابق و رسیدن به فرانسه دست به انتقام میزند وشیوههای مختلفی از جنایت را آزمایش میکند.

این فیلم به نوعی سه ساخته قبلی را رمزگشایی میکند.تا پیش از این میدانستیم که علت جنایات پریشان وار و توحش لکتر کشته شدن خانواده او در جنگ جهانی دوم به دست آلمانها ست. در جایی هم ذکر شده بود که هانیبال لکتر یهودیست . اما تا این حد بازگشت و تا این حد فانتزی گونه برخورد کردن.خیلی ساده نشان میدهد فیلم یک فیلم سفارشی برای یهودیهاست از آن دسته فیلمهایی که دکتر عالمی و دکتر بلخاری بنشینند و در موردش صحبت کنند و سنگ روژه گارودی را به سینه بزنند.

تفاوت اصلی این فیلم با سه فیلم قبلی عوض شدن هنرپیشه توانای قبلی و فضای 1944 تا 1952 در فیلم است.

از دیدن فیلم لذت ببرید!( در ضمن برای بچه ها اصلا مناسب نیست )

 

نوشته شده توسط کامران در ساعت  | لینک  |