نام فیلم :
The nativity story
داستان میلاد مسیح
کارگردان :
کاترین هاردویک
بازیگر :
keisha castlehughes
, Oscar Isaac
, Hiam abbas
, Shohreh Aghdashloo
ژانر :
تاریخی مذهبی
مدت :
100 دقیقه
کمپانی :
New Line Cinema2006
کتاب مقدس دستمایه فیلمهای زیادی بوده است . این گونه فیلمها علاوه بر جنبه های تاریخی دارای ابعاد مذهبی هم هستند که شامل معجزات هم میباشد . نشان دادن معجزات سطح بالایی از جلوه های ویژه را طلب میکند زیرا نو آوری در اینجا نمیتواند زیاد محلی از اعراب داشته باشد . مخاطب آمده تا صحنه های انجیل را ببیند نه بیشتر و نه کمتر. ذر این میان تحقیق و مطالعه بسیار اهمیت دارد تا جایی که میتواند فیلمی را بی اعتبار کند.
داستان تولد عیسی به روایت انجیل اینچنین است:
((میلاد عیسی مسیح
۱۸تولد عیسی مسیح اینچنین روی داد: مریم، مادر عیسی، نامزد یوسف بود. امّا پیش از آنکه به هم بپیوندند، معلوم شد که مریم از روحالقدس آبستن است.۱۹از آنجا که شوهرش یوسف مردی پارسا بود و نمیخواست مریم رسوا شود، چنین اندیشید که بیهیاهو از او جدا شود.۲۰امّا همان زمان که این تصمیم را گرفت، فرشتۀ خداوند در خواب بر او ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خود مریم مترس، زیرا آنچه در بطن وی جای گرفته، از روحالقدس است.۲۱او پسری به دنیا خواهد آورد که تو باید او را عیسی بنامی، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید.»۲۲اینهمه رخ داد تا آنچه خداوند به زبان نبی گفته بود، به حقیقت پیوندد که:
۲۳«باکرهای آبستن شده، پسری به دنیا خواهد آورد
و او را عِمانوئیل خواهند نامید،»
که بهمعنی «خدا با ما» است.۲۴چون یوسف از خواب بیدار شد، آنچه فرشتۀ خداوند به او فرمان داده بود، انجام داد و زن خود را گرفت.۲۵امّا با او همبستر نشد تا او پسر خود را به دنیا آورد؛ و یوسف او را عیسی نامید.
دیدار مُغان
۱چون عیسی در دوران سلطنت هیرودیسِ پادشاه، در بیتلِحِمِ یهودیه به دنیا آمد، چند مُغ از مشرق زمین به اورشلیم آمدند۲و پرسیدند: «کجاست آن مولود که پادشاه یهود است؟ زیرا ستارۀ او را در مشرق دیدهایم و برای پرستش او آمدهایم.»۳چون این خبر به گوش هیرودیسِ پادشاه رسید، او و تمامی اورشلیم با وی مضطرب شدند.۴هیرودیس همۀ سران کاهنان و علمای دینِ قوم را فراخواند و از آنها پرسید: «مسیح کجا باید زاده شود؟»۵پاسخ دادند: «در بیتلِحِمِ یهودیه، زیرا نبی در اینباره چنین نوشته است:
۶«”ای بیتلِحِم که در سرزمین یهودایی،
تو در میان فرمانروایان یهودا به هیچروی کمترین نیستی،
زیرا از تو فرمانروایی ظهور خواهد کرد
که قوم من، اسرائیل، را شبانی خواهد نمود.“»
۷پس هیرودیس مُغان را در نهان نزد خود فراخواند و زمانِ دقیقِ ظهور ستاره را از ایشان جویا شد.۸سپس آنان را به بیتلِحِم روانه کرد و بدیشان گفت: «بروید و دربارۀ آن کودک بهدقّت تحقیق کنید. چون او را یافتید، مرا نیز آگاه سازید تا آمده، سجدهاش کنم.»۹مُغان پس از شنیدن سخنان پادشاه، روانه شدند و ستارهای که در مشرق دیده بودند، پیشاپیش آنها میرفت تا سرانجام بر فراز مکانی که کودک بود، بازایستاد.۱۰ایشان با دیدن ستاره بسیار شاد شدند.۱۱چون به خانه درآمدند و کودک را با مادرش مریم دیدند، روی بر زمین نهاده، آن کودک را پرستش نمودند. سپس صندوقچههای خود را گشودند و هدیههایی از طلا و کندر و مُر به وی پیشکش کردند.۱۲و چون در خواب هشدار یافتند که نزد هیرودیس بازنگردند، از راهی دیگر رهسپار دیار خود شدند.
فرار به مصر
۱۳پس از رفتن مُغان، فرشتۀ خداوند در خواب بر یوسف ظاهر شد و گفت: «برخیز، کودک و مادرش را برگیر و به مصر بگریز و در آنجا بمان تا به تو خبر دهم، زیرا هیرودیس در جستجوی کودک است تا او را بکشد.»۱۴پس یوسف شبانگاه برخاست، کودک و مادرش را برگرفت و رهسپار مصر شد،۱۵و تا زمان مرگ هیرودیس در آنجا ماند. بدینگونه، آنچه خداوند به زبان نبی گفته بود تحقق یافت که «پسر خود را از مصر فراخواندم.» ))
انجیل متی
این قطعه به عنوان خلاصه فیلم کفایت میکند ( استناد این پست 20 )
ایرانیان در این فیلم بسیار دانشمند نشان داده شده اند اما یکی از ایرانیان سیاهپوست است در ضمن معماری ایران باستان جای مطالعه بیشتری داشت
برای اونهایی که دوست دارند ایرانیها را در اوج ببینند . بازیگر نقش روسپی کوچک فیلم سوته دلان خانم شهره آغداشلو در این فیلم نقش الیزابت همسر زکریای نبی را بازی میکند.
نقشها بین کسانی تقسیم شده که صورتی شبیه به نژاد یهود داشته باشند همچنین نوع معماری بسیار مستند میباشد .
تحقیقات دانشمندان نشان میدهد مقارنه مذکور وجود داشته و جنبه مستند و علمی داشته است و از روی این مقارنه لحظه تولد عییسی مسیح محاسبه شده است.( یک کنایه ادبی نیست )همچنین گریم چهره هیرودیس از روی سکه ای انجام شده که به نام وی ضرب شده است ومستند است.
انجیل کامل را در سایت کلمه بخوانید
انجیل را در سایت کلام خدا بخوانید
از فیلم با خانواده لذت ببرید . روزگار بکام
نام فیلم : SILENT HILL سایلنت هیل
کارگردان : Bill Gereghty
بازیگر :
Radha Mitchell,
Sean Bean ,
Laurie Holden,
Deborah Kara Unger
,Kim Coates
,Tanya allen
ژانر :ماورایی- تخیلی
مدت :120 دقیقه
کمپانی : TRI STAR PICTURS - DAVIS FILMS
محصول سال : 2006


سایلنت هیل شهریست که در اثر یک اتفاق مخرب صنعتی در معدن که شهر روی آن ساخته شده مرده است . کاملا تخلیه شده و از سکنه خالی شده است.
دختر بچه ای خوابگرد نام سایلنت هیل را به عنوان خانه بارها تکرار میکند . سایلنت هیل کابوس این خانواده سه نفری میشود. کم کم متوجه میشویم دختر بچه از پرورشگاه آورده شده و مادردختر سعی میکند باوجود مخالفت شوهرش دختر بچه را به سایلنت هیل ببرد و او را کابوس برهاند . در راه رسیدن به سایلنت هیل افسر زن پلیسی به آنها مشکوک میشود و در یک تصادف هر سه بیهوش میشوند . وقتی بهوش میآیند متوجه میشوند که به سایلنت هیل رسیده اند اما دختر بچه را گم کرده اند. مادر با دست بسته و افسر پلیس مسلح در شهر ارواح به دنبال بچه میگردند. در همین حال هر چنذ ساعت یک بار اوضاع شهر خاکستر نشین برای چند دقیقه تغییر میکند و موجوداتی وحشتناک و عجیب شروع به فعالیت میکنند که با روشن شدن غیر عادی به آتش و خاکستر بدل میشوند. پرسه در شهر و قایم باشک با دختر بچه آنها را با گروهی مذهبی آشنا میکند که کلیسای شهر را از موجودات شیطانی در امان میدارنددر ادامه فیلم متوجه میشویم این فرقه مذهبی دختر بچه را به دلیل حرامزاده بودن تا سرحد مرگ سوزانده اند و دختر بچه فعلی (( تمام چیز خوبیست که از دختر بچه اولیه باقی مانده )) و مادر به اینجا آمده تا آگاهی دهنده نابود کننده منجی و تمام کننده باشد...
داستان سعی کرده با حجم وسیعی از جلوههای ویژه تداعی کننده برزخ باشد.
این که افراد گناهکار در برزخ چه حالتی دارند بیشتر از کمدی الهی دانته برداشته شده اما مرا یاد "معاد" آیت الله دستغیب میاندازد .
داستان شهر قصه تعصب است و خود حق انگاری ( راستی نمونه مدیره مدرسه و رهبر فرقه را در شهر خودمان کم نداریمها. )
جلوه های ویژه در فیلم یکدست نیست گاهی اوقات بسیار خوب و قابل قبول و بعضی جاها بسیار آماتور است .
فیلم تیتراژی یکدست دارد که برای لو نرفتن داستان در آخر فیلم گنجانده شده.
ژانر فیلم باعث شده گریمهای غیر معمول در ار به کار گرفته شود.
بازی دختربچه هم بسیار قابل قبول و زیباست .
( دوباره توانستم یادداشت کوتاه بنویسم )
( اگر بچه ها اذیت کردند این فیلم را نشانشان بدهید تا تخیل و ابتکارشان فعال شود )

از ساخت تروی خیلی نمیگذرد اما امشب دوباره تلوزیون (شبکه 2) فیلم را پخش کرد . ناراحت شدم .
ما تا کجا اجازه داریم در آثار دیگران دخل و تصرف کنیم ؟ آیا شاهکارهایی مانند شاهنامه ، ایلیاد و ادیسه ، آثار شکسپیر ، گوته و دانته یک شبه به وجود آمده اند که یک شبه توسط بیسواد ترین آدمها باز نویسی شوند ؟ تصرف کننده گان بیسواد و احمق این اثر بزرگ هنری فکر نکردند که این نوشته هدفی داشته و با دخل وتصرف بی خردانه تا چه حد به این اثر لطمه وارد میکنند؟ ما در کشورمان چند دانشگاه ادبیات داریم ؟ در کدامیک از این دانشگاهها امانتداری یک اثر هنری را یاد نمیدهند؟ آیا ما مجبوریم آثار جدی جهانی را که در ایران به هر دلیلی قابل پخش نیستند سلاخی کنیم و تنظیم نماییم؟(مثلا میخواهیم بگوییم آشیل خیلی مومن بود بود)
توجه کنید ما در مورد یکی از بزرگترین آثار ادبی تاریخ حرف میزنیم در مورد ایلیاد اثر هومر . در مورد اثری با بیش از 2500 سال سابقه حرف میزنیم. بزرگی شخصیت هومر همین بس که در دانشگاههای معتبر ادبیات در جهان تدریس میشود که پیامبران شعر دنیا چهار نفرند هومر ، فردوسی ، شکسپیر و دانته .
صدا و سیمای ما نه تنها از آثار هنری خودمان دفاع نمیکند بلکه سعی میکند ادبیات دیگر کشورها راهم خراب کند . گویی به گند کشیدن میراث جهانی وظیفه ای است که به عهده این بیسوادها گذاشته شده. صداو سیمای ما بعد از درست کردن چندین فیلم و سریال در مورد اعراب و اسراییل شخصیتهای مذهبی سریالهای پوچ و بی محتوای 90 قسمتی با هدف تزریق حماقت به مغزها هنوز یک سریال قابل اعتنا و حتی متوسط رو به ضعیف در مورد شاهنامه نساخته . ( در مورد سریال 40 سرباز حتی انتساب این سریال به شخصیت فردوسی نوعی توهین ادبی به حساب میآید ) البته کار فرهنگی زیاد انجام داده گذاشتن اسامی اصیل پارسی بر شخصیتهای منفی سریالهای در پیت. به کار گرفتن هرچه بیشتر زبان فارسی آلوده عدم پرداختن به روح معماری حاکم بر بناهایی مانند تخت جمشید ، کعبه زرتشت و تخت سلیمان و و و
تروی یا ایلیاد شهری بود بر سواحل مدیترانه ( بقایای تروی در ترکیه امروزی کشف شده) پرهام پادشاه آن پنجاه پسر داشت که در میانشان هکتوراز همه دلیرتر و پاریساز همه زیباتر بود . پاریس هنگامی که به عنوان سفیر حسن نیت به یکی از ایالت-کشورهای یونان رفته بود همسر پادشاه آنجا ( منلاس ) را که هلن نام داشت دزدیده و به تروی آورد لشکریان یونان( از تمامی ایالت کشورها ) به سواحل تروی آمدند و پس از یک جنگ فرسایشی ده ساله با ساختن یک اسب چوبین پنهان شدن عده ای در شکم اسب موفق به فتح شهر شدند که در این میان هکتور و پاریس همچنین آشیل کشته شدند و تروا سقوط کرد .در این جنگ ونوس خدای زیبایی و عشق و دختر زئوس خدای خدایان طرف تروی وهرا خدای زناشویی و حامی خانواده همسر زئوس از یونانیان دفاع میکردند.
در نسخه دوبله شده پاریس از هلن دختر منلاس خواستگاری کرده و چون پدرش مخالفت نموده هلن را دزدیده است.
آشیل قهرمان رویین تن یونانیان که نسب خدایی دارد ( مادر آشیل تتیس الهه ) دختر راهب معبد آپولو به نام بریزئبس را به عنوان غنیمت بر میدارد که آگاممنون به وسیله عدهای وی را میدزدد و آشیل قهر میکند ...
در نسخه دوبله شده آشیل عاشق شیدا قصد ازدواج با بریزئیس را دارد ...
و چندین دزدی و افتضاح دیگر چندین سند دیگر بر بیسوادی افراد دخیل .
برمیگردم وتو یک پست دیگر راجع به عناصر معماری در فیلم تروی مینویسم
فیلم : الفی ALFIE

الفی راننده لیموزین است ودر یک موسسه کرایه اتومبیل کار میکند. با زنهای زیادی طرح دوتی میریزد و بعد از سکس آنها را رها میکند یا اگر دقیقتر بگویم در هنگامی که مسئولیتی احساس میکند میدان را خالی میکند. اشتباهاتش باعث از دست دادن دوستش بیماری و بی اعتمادی اطرافیان میشود.کم کم از شخصیت تهی میشود تا ....
گاهی وقتها در تئاتر حالتی پیش میآید که هنرپیشه آنچه در ذهن کاراکتر میگذرد را به صورت مونولوگ روبروی مخاطب بازگو میکند و به نوعی با خودش بلند بلند حرف میزند . اجرای این کار کمی سخت است چون حالت صورت باید زمزمه را نشان دهد ولی لبها باید فریاد رسا بزنند.در جای جای فیلم الفی از چیزی مانند این تکنیک استفاده شده تا به درون شخصیت الفی راه باز شود.این کار فیلم را کمی متفاوت کرده است. در عین حال کمی مانع از این میشه که با شخصیت فیلم به هم ذات پنداری برسید.( فکر کنم جود لو سابقه تئاتری داشته باشد )
در آخر الفی میگوید مجردم آزادم و مسئولیتی ندارم زندگیم مال خودم است ومانند یک پرنده ام یاد یک ضرب المثل خارجی افتادم که میگه امنترین جا برای قایق روی خشکی است اما برای این کار ساخته نشده است.
الفی حکایت خیلی از آدمهای دور و بر ماست . آقایی که با داشتن همسر و پسر بچه ده ساله از هیچ زنی نمیگذرد وقصد دارد برای از دست دادن عشق نوجوانی اش از همه زنها انتقام بگیرد یا خانومی که به شوهرش خیانت میکند تا به خودش بقبولاند که هنوز جوان است یا کاراکتر فیلم همه بیماریهای شخصیتی دارند. الفی اگر کسی را ترک میکند فکر میکند زمان برای طرف روبرویش متوقف شده و روزگار بدون الفی امکان ندارد . الفی فکر میکند تنها مرد روی زمین است سعی نمیکند رابطه عمیق و واقعی ایجاد کند . همین پندار که سکس بدون یک رابطه واقعی امکان پذیر است شخصیت انسانی او را از بین برده . توجه کنید این لغزش نیست این یک لحظه بی اختیاری در مقابل یک زن زیبا نیست . الفی در یک کلام فاقد شخصیت انسانی است.
فیلم لحن بدی دارد احساس میکنید کسی از موضع بالا در حال نصیحت کردن شماست . احساس میکنید وقت فرار است .
خوب به هر حال نمیتواند فیلم تاثیرگذاری باشد مگر اینکه مخاطب خودش تصمیم بگیرد میشود از فیلم نتیجه گرفت از حالا به بعد مراقب باشم لباس زیر کسی در جیبم جا نماند یا موی کسی روی لباسم نچسبد یا جای روژ را از روی گردنم پاک کنم میشود نتیجه گرفت سعی کنیم انسان باشیم روابطمان را جدی بگیریم و بدانیم ایجاد هر نوع رابطه ای ( حتی دوستی و نگه داری از یک حیوان ) تاثیر عمیقی بر شخصیتمان دارد. میشود نتیجه گرفت دلیلی ندارد آدمهای مدرن از اخلاقیات سنتی فاصله بگیرند وفاداری و عشق و صداقت معیارهای دائمیند . ( و صد البته میشود نتیجه هم نگرفت و اصلا بعد از فیلم فکر نکرد ... )
(راستی دیدید فیلمهای هندی خودشون آخرش نتیجه گیری میکنن و درس اخلاق میدن آقا مو قشنگه میاد میشینه کنار جسد میگه: انسان باید در زندگی ... آخر این فیلم منو یاد فیلمهای هندی میاندازد . جو گیر نشید پدر دوستتون را بکشید.)
( و این بود انشائ من در مورد فیلم الفی)
( ویک پیام برای اون حمید که فیلم را به من داد :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است : زن طلاق ، بچه گداخونه ، جون آزاد
اولا قافیه لازم نیست دوما سه تا شد که شد منظور دو کلوم حرف حسابه )
فیلم : خون و شکلات Blood & Chocolate
کمپانی : مترو گلدن مایز MGM
بازیگران : Agnes Bruckner , Olivier Martinez , Hugh Dancy ,Bryan Dick
کارگردان : Katja Von Garnier
اولین نمایش : January 26th, 2007


یک فیلم جدید معرفی کنم از ژانر مورد علاقه خودم . وحشت ! چرا چون هدفمند است چون تاریخ و مذهب و خرافات و هنر و تخیل همه در خدمت گرفته میشوند تا شما هیجان داشته باشید . ژانر وحشت ممکن است زیاد بار معنایی نداشته باشد اما از روزمرگی دور است .
فیلم خون و شکلات فیلم سر آمدی نیست اما در مورد یکی از اسطوره های تکراری سینماست این نوع فیلمها با اینکه در کمپانیها ی جداگانه و به وسیله کارگردانهای مختلف ساخته میشوند و داستانی تقریبا مشابه دارند چیزی که باعث تفاوت میان آنها میشود اختلاف سلیقه و روح قصه گوست که داستان را چگونه جلوه دهد.خون و شکلات قصه مرد گرگ نماست . قصه آشناست موجوداتی انسانی که سبهای مهتابی به گرگ تبدیل میشوند و کشتار میکنند. تواناییهایی حیوانی دارند شنوایی بالا و بویایی فوق العاده و قدرت جهش و تحرک بالا از خصوصیات آنهاست.
داستان فیلم زندگی دختری گرگ انسان را نشان میدهد که در میان دو هویت به تضاد رسیده و عاشق یک انسان عادی میشود.گروه گرگهامیخواهند دختر ملکه جدید گرگها باشد. بین پسر و گروه گرگها در گیری به وجود میاید.خوب شکلات اینجا چکاره است دختر اصلی فیلم در یک شکلات سازی کار میکند و در همه جا به عنوان سمبل عشق شکلات رد و بدل میشود .
( اینجای فیلم خیلی تخیلی است . من یکی که عاشق هم باشم شکلات را خودم میخورم فداکاری هم حدی دارد شکلات را آدم بده به .... اصلا باور کردنی نیست ! دیگه اینقدر تخیل هم قابل پذیرش نیست.)
کسانی که سابقه دیدن این شخصیت در سینما را دارند میدانند که ستاره پنج پر را در این فیلم هم خواهند دید.
تبدیل شدن انسان به گرگ ماورائئ نشان داده شده و زیاد روی ماه کامل تاکید نشده است . تفاوتش با فیلمهای دیگر در اختیار داشتن و مسلط بودن گرگ-انسان در انتخاب یکی از دو قالب است در هر زمان که بخواهد.
گرگ-انسانها در اروپای قرون وسطا موجوداتی بودند که مردم زیادی به وجودشان اعتقاد جدی داشتند.افراد زیادی که به علت کمبود ویتامین C خونریزی لثه داشتند و اندامشان تغییر شکل فیزیکی پیداکرده بود یا بیماری هاری داشتند به جای مداوا به آتش کشیده شدند . مرکز این مسئله بریتانیا بوده است . ایرلند اسکاتلند....صنعت سینما میتواند از تراژدیهای بشری سرگرمی بسازد.
فیلم در رومانی میگذرد.مثل اینکه رومانی مرکز موجودات عجیب غریب است. دراکولا گرگ-انسان
تراژدی اصلی انکار حقیقت و انکار هویت است . شخصیت اصلی در حال دور زدن حقیقت است.
وزن آب
(THE WEIGHT OF WATER)
( بازیگران : سارا پولی، جاش لوکاس ، کاترین مک کورمک ، شون پن)
( کارگردان : KATHRYN BIGELOW)
(کمپانی : LION GATE)
( به مدت 113 دقیقه)
اولین اکران : 30 March 2001 (Italy)

وزن آب دو داستان را همزمان دنبال میکند داستان اول در 1873 در یک جزیره-روستای کوچک در یک خانواده مهاجر میگذرد زن و شوهری جوان بعد از ازدواج به این جزیره آمده اند مرد مسنی را که کمی هم آلودگی اخلاقی دارد به عنوان کارگر استخدام میکنند خواهر و برادر زن و همسرش هم پس از چندی به خانه آنها میآیند مرد کارگر به زن جوان مهمان تجاوز میکند و به دلیل دزدی اخراج میشود همان شب هر دو زن مهمان با تبر کشته میشوند و کارگر اخراجی باید از خودش در دادگاه دفاع کند...
داستان دوم مربوط به نویسنده زن جوانی در قرن حاضر است که این موضوع را دستمایه رمانش قرار داده وباید در موردش تحقیق کند برای این کار با شوهر و برادر شوهر و دوست دخترش راهی یک سفر دریایی با قایقی ک.چک میشوند. دختر جوان بدنش را به نمایش میگذارد و سعی دارد با شوهر این خانوم نویسنده یعنی برادر دوست پسرش رابط برقرار کند خانوم نویسنده با یک حسادت منفعل به فعالیتش ادامه میدهد د جزایر از ادارات تحقیق میکند و رازهای قتل را که به یک سکس خانوادگی ( زنای با محارم ) منتهی میشود را دنبال میکند تا اینکه طوفان به قایقشان اسیب میرساند و ...
سارا پلی همان دختر کوچولوی سریال قصه های جزیره است که حالا فیلم بازی کرده. بازی دیگری را هم از او در فیلم زامبی دیدیم .
پدیده سکس خانوادگی ( زنای با محارم ) باز هم در هاله ای از تقدس و با سرکوب کردن روابط سالم زناشویی در این فیلم میآید
وجود یک قایق تفریحی کوچک در فیلم صحنه های سکسی به دنبال دارد . این یک قانون در فیلمهای هالیوودی است. شاید این سایز از قایقها نشانه ای از آزادی باشد.
رنگ فیلم آبیست و این رنگ تنها در صحنه های سکسی کمی گرم میشود و در سکانسهای قتل و دادگاه و زندان تیره است.
فیلم : S1M0NE سیمونه
کارگردان: ANDREW NICCOL
کمپانی : NEW LINE CINEMA
بازیگران:
· Al Pacino - Viktor Taransky
· Catherine Keener - Elaine Christian
· Evan Rachel Wood - Lainey Christian
· Rachel Roberts - Simone
تولید : 2002

سیمونه قصه کارگردانی موفق است که در دورانی که ایده هایش به پر رنگی سابق نیستند کار و زندگی خانوادگیش دچار مشگل میشود. مخترعی نیمه دیوانه با یک چشم در هفته آخر زندگی موجودی دیجیتالی را در اختیار او قرار میدهد که میتواند در فیلمها به جای یک هنرپیشه ایفای نقش کند.( کمی متفاوت با ربات چهره و فیزیک از کامپیوتر خلاقیت و بازی با هنرمند اپراتور )این هنرپیشه دیجیتالی راهگشا میشود اما چون غیر قابل دسترس است بسیار مورد توجه قرار میگیرد . تا اینکه کارگردان به این فکر میافتد تا از دست او خلاص شود شخصیتش را به گند میکشد و نفرت انگیز ترین کارها را به او محول میکند اما سیمونه مشهور است و کثافتکاریها او را محبوبتر میکند . تا اینکه تصمیم میگیرد سیمونه را بکشد....
سیمونه هنرپیشه ای مصنوعیست . یک موجود دیجیتالیست . ساخته دست موجودی نیمه دیوانه و ناقص است و اصولا ساخته شده تا کامل باشد. این ابزار وقتی در دستان کارگردانی خلاق قرار میگیرد به یک شخصیت واقعی بدل میشود . جان میگیرد و در لایه های شخصیت کارگردان سفر میکند . جوان و زیبا و جذاب است چیزی که کارگردان خلاق با تجربه را کامل میکند.این موجود کامل ( در دنیای هنر سینما ) خیلی زود مشهور میشود. و شهرت آن چیزیست که زشت را زیبا و جل را دیبا نشان میدهد . به فکرم رسید این افرادی که برای مایکل جکسون غش میکنند چقر میشناسندش و اگر یک هفته با او رفیق گرمابه و گلستان شوند باز هم اینقدر برایشان جذابیت دارد؟ وقتی الویس پریسلی مرد دنیا به جز یک دو جین صفحه گرامافون چه چیزی را از دست داد که عده ای خودکشی کردند؟ یا یک ترانه با اجرا و آهنگسازی مناسب و گوشنواز اگر بدون نامی از خواننده منتشر شود چقدر در فروشش تاثیر دارد؟
سال 1378یک خبر در نشریات چاپ شد که فناوری جدیدی در دسترس قرار گرفته که میتوان چهره یک هنرمند را در فیلم سینمایی باز سازی کرد . مثلا برای اولین پروژه قرار بوذ فیلمی را که سالها قبل برای بازی جان وین نوشته شده بود جلو دوربین برده شود و مردی با قد و قباره جان وین فیلم را بازی کند وبعد صورت جان وین جایگزین گردد.( خبر دیگری راجع به ساخت فیلم نشنیدم ) بعدها این فناوری در فیلم THE ONE با بازی جت لی به کار گرفته شد و حاصل آن صحنه های زد و خورد دو شخصیت هم صورت بود که از دنیاهای موازی آمده بودند. این از همان نوع فناوری است.
چند وقت پیش در شرکتی کار طراحی تبلیغاتی انجام میدادم دوستی که در رشته دیگری فعال بود گفت یک کامپیوتر خریدم به نظرت ازکی میتوانم طراحی کنم . ساعتها طول کشید تا متقاعدش کنم که کامپیوتر فقط یک ابزار است و بسته به کاری که انجام میدهی شاید کاربردش از یک مداد طراحی هم کمتر باشد و در اصل این تویی که باید طراح بشوی نه کامپیوتر در صورتی که تو هنرمند باشی قادر خواهی بود طرح خود را با ابزارهای مختلف جدید یا قدیمی اجراکنی . فناوری در حال پیشرفت است جلوه های ویژه زیباتر کم خرجتر توجیه پزیرتر و سریعتر شده است . وتمام طول فیلمهایی مانند هری پاتر را پر کرده اند . و در این میان فیلمهایی هم وجود دارند که شاید تنها ورود این فناوریهای جدید را جشن گرفته اند بدون حرف و بحث و بدون هنر و خلاقیت. این دو پاراگراف زیاد به سیمونه مربوط نبود اما کم ارتباط هم نبود.
سیمونه حکایت عشاقیست که از ماهیت معشوق کاملا بی خبرند!
سیمونه داستان عصر دهکده جهانی و ارتباطاتی است که بشر برای آنها برنامه ریزی نشده است!جادوی شهرت
مردم در سیمونه حقیقت عریان را میبینند ولی دزوغ ایده آل را گدایی میکنند!
سیمونه حکایت مخلوقیست که بر خالق خود سایه میاندازد!
ببینید با ورود به عصر دیجیتال استودیوی فیلم سازی چقدر خلوت شده چند تا ال سی دی و یک مغز متفکر تا اونجا کمی مونده اما...
وقتی بیل کلینگتون رسوایی اخلاقی به بار آورد بر محبوبیتش افزوده شد . هنگامی که مایکل جکسن متهم به ارتباط جنشی با یک پسر سرطانی بسیار جوان شد فروش ترانه هایش بالا رفت . شهرت ... شهرت ... شهرت !!!
طولانی شد ببخشید اما هنوز خیلی خیلی حرف داره . پس نظر بدید!
سیمونه از برهنه بودن خوشش نمیآید . فیلم را با بچه ها تماشا کنید . فقط بعضی جاها بچه ها بروند برای مامانی بابایی آب بیاوند 10 – 12 ثانیه بلدید که؟
فیلم : the Insider مطلع
کارگردان:Michael Mann
کمپانی:TOUCHSTONE PICTURE
بازیگران: Al Pachino , Russell Crowe
تولید :(
November 1999 (USA
![]()
Insider در کتاب واژه حییم آمده است: کسی که به واسطه مقامش زودتر از بقیه کسب اطلاع میکند .
آل پاچینو هنرمند توانای هالیوود نقش اصلی را به عهده دارد و راسل کرو هم در این فیلم حضور دارد.
اولین بار قطعاتی از فیلم را در تلوزیون دیدم ( برنامه سینما و سلطه ) که تمام فیلم را نا دیده گرفته بودند و توجه همه را جلب کرده بودند به قسمت اول فیلم .در این قسمت ال پاچینو با چشمانی بسته در یک اتومبیل خیابانهای یک شهر لبنانی را پشت سر میگذارد تا به یک آپارتمان میرسد و با چشمانی بسته با یک روحانی شیعه ( آخوند – ملا – شیخ ) ملاقات می کند و از او برای یک مصاحبه تلوزیونی وقت ملاقات بگیرد . در سکانس بعد مصاحبه را میبینیم و دگم بودن محافظ شیخ مزبور را در جلوگیری از نزدیک شدن دو صندلی شیخ و مصاحبه کننده امریکایی به یکدیگر ( اشا ره به تندروی مسلمانان در عدم سازش با دنیای غرب ) یک ایرانی در اینجا مترجم است آرایش و گریمی کاملا حزبی دارد و برای بیان ایرانی بودنش در جایی که همه عرب یا انگلیسی زبانند جمله ای را به فارسی نقل میکند جالب این است که در آخر با در خواست مودبانه آقای کارگردان صندلی شیخ به جلو کشیده میشود و قایله پایان میابد در این حال سئوالات تند مجری آغاز میشود (( آیا شما تروریس هستید ؟)) قسمت اول فیلم برای ایرانیان و امریکایی ها معانی متفاوتی دارد . صحنه هایی از تصویر آیت الله خمینی و پلاکارتهای سیاه با متن کل الیوم العاشورا کل العرض الکربلا و پستهای نظامی وشبه نظامی که راهها را بند آورده اند همراه با نوای عزاداری و افراد لباس شخصی سنگین وزن که بی ادبانه و آمرانه رفتار میکنند برای مخاطب ایرانی آشناست اما برای یک امریکایی که پلیسش بعد از بازداشت اجازه بی ادبی ندارد و متهم علاوه بر کتک خودن حق و حقوقی هم دارد از جمله احساس امنیت مانند کابوس جهنم است . این قطعه در فیلم گنجانده شده تا نشان دهد شخصیت اصلی فیلم انسان شجاعی است و در راه ژورنالیسم ایده آل امریکایی چه جان فشانیها که نمیکند همین . البته کمی هم مسلمانان و به ویژه حزب الله لبنان که در لیست سیاه امریکا قرار دارد را لولو جلوه دهد . توجه داشته باشید مخاطب امریکایی حقایق را از رسانه دریافت میکند و میپذیرد حتی اگر درست نباشد.
اما راسل کرو نقش یک دکتر شیمیدان را بازی میگند و معرفی او در یک بهشت امریکایی کلیشه ای انجام میگیرد.( خانه ای دو طبقه با حیاط و چمن در اطراف خانواده ای مرفه و تحصیل کرده اتومبیل آلمانی و زنی در آشپزخانه ) این دکتر کهدر یک شرکت بزرگ تولید دخانیات شاغل است اسراری از شرکت میداند که تعهد داده فاش نشود از جمله اعتیاد آور بودن نیکوتین (سفیدی ماست و سیاهی ذغال ). او اخراج میشود.
این دو شخصیت سعی دارند در یک دادگاه و یک مصاحبه تلوزیونی در برنامه 60 دقیقه ( این برنامه وجود خارجی دارد و خیالی نیست ) شرکتهای دخانیات را محکوم کنند کارترهای میلیارد دلاری را!
فیلم در ژانر سیاسی تهیه شده سیاست تجارت و ژورنالیسم در دنیای امروز جدا نشدنی هستند.
مهم نیست چه چیزی حقیقت دارد مهم این است که چه چیزی باید حقیقت داشته باشد.
بچه را میتوانید با دیدن این فیلم بخوابانید . و فحش افراد عاشق وسترن را بشنوید . این یک فیلم کم مخاطب است. ( در نسخه ای که من دارم برای افراد زیر 15 سال توصیه نشده ) نشده )
فیلم : مار سیاه موان THE BLACK SNAKE MOAN
کارگردان : CRAIG BREWER
بازیگران : CHRISTINA RICCI , JUSTIN TIMBERLAKE ,SAMUEL JACKSON
کمپانی : Paramount Vantage
اولین نمایش 2 مارس 2007
مدت 115 دقیقه
مدت 115 دقیقه

یک ایمیل داشتم از یک دوست که گاهی برای هم جوک سند میکنیم :
(( همانا شما را به زور کتک به بهشت میبریم )) سوره ناجا آیه 110
این اشتباهی هست که در این فیلم رخ میدهد هدایت اجباری .
پیر مرد سیاهپوست دختری نیمه برهنه را در حالت کما در خیابان جنگلی روبروی مزرعه اش پیدا میکند. ما به عنوان بیننده میدانیم نامزد زن به جنگ اعزام شده زن که تمایل زیادی به زندگی بدون قانون دارد در هرج و مرج جنسی و مواد مخدر و الکل شنا میکند تا اینکه دوست نامزدش میخواهد با او بخوابد که در واکنش به جواب منفی صورت خانوم را با مشت خورد کرده در جاده رها میکند. اما این کشاورز سیاه پوست در زمان کمای مهمانش دنبال این اطلاعات میدود ضمن اینکه زنش تازه ترکش کرده و در شرف ایجاد رابطه با زن دیگری بر آمده. تصمیم میگیرد دختر خانوم را به راه راست هدایت کند آن هم با بستنش به رادیاتور شوفاژ با زنجیر. در همین حال نامزد خانوم باز میگردد ....( اصلا مگر من فیلم تعریف کن شما هستم )
فیلم در مورد موسیقی به سبک بلوز هم هست که دو قطعه مستند از یک نوازنده معروف سیاه در ابتدا و انتها دارد.
داستان در یک شهر دور افتاده اتفاق میافتد ولی به سینمای وحشت مربوط نمیشود.
این هدایت شدن به راه راست اگر پشتوانه فکری نداشته باشد و حاصل مطالعه و تفکر نباشد هیچ فایده ندارد این کشاورز بی سواد چه زود این را میفهمد ( ببخشیدها ) یاد نمازهای اجباری دبیرستان از ترس نمره انظباط بخیر خدا ما را ببخشد و عوامل آن حماقت را نیز من اگر جای اولیای محترم دبیرستان بودم وسط حیاط در چند روز متوالی بدون اجبار همه معلمها را به نماز دعوت میکردم این خودش کافی بود تا بچه ها به تدریج صفوف نماز را پر کنند این کار اگر مصنوعی انجام شود هم حرمت نماز از بین میرود هم بچه ها در موارد غیر اجبار نماز نخواندن را آزادی و ارزش میدانند ( نتیجه معکوس). ایضا حجاب و روزه و ..... بگذریم فعلا
زن فیلم اصلا زیبا نیست هنر پیشه بهتر هم گیشه را پر رنگتر میکرد هم فیلم را قابل قبولتر .
ممکن است فیلم زیاد سکسی نباشد اما دیدن آن با بچه ها مناسب نیست .
شما را نمیدانم اما امریکاییها به این میگویند ساختار شکنی هنری یک زن جوان سفید در زنجیر پیر مرد سیاه آنهم بدون تجاوز.
روزگار شاد
