(( پاریس دوستت دارم ))

یک فیلم بسیار جالب شکار کردم . این یک پیشنهاد جدی است . این فیلم را حتما با خانواده نگاه کنید و سعی کنید روح این فیلم در میان خانواده شما جاری شود.
این فیلم PARIS JE T'AIME نام دارد (زیاد زور نزنید فرانسه نوشتم ) معنی آن به فارسی این است (( پاریس دوستت دارم )) . ( من فرانسوی بلد نیستم اما نوستن نام فیلم به فرانسه جستجو را راحت میکند ). فیلم از 16 اپیزود کاملا مجزا تشکیل شده که وجه مشترک تمامی آنها پارس و عشق است. این عشق هم از عشقهای لحظه ای وخیابانی تا عشق مادری و عشق پیری را شامل میشود .
کارگردان فیلم همه جای پاریس را به تصویر میکشد کارگاه های هنری ، کافه ها ، مترو ، تئاترها وقبرستانها و جاری بودن عشق را در سراسر این شهر نشان میدهد. کودکان جوانان و سالمندان عاشق میشوند. سیاهپوستان و مردم کم در آمد حومه عاشق میشوند همجنس بازها هم در پاریس عاشق میشوند.( دلقکها و مرده ها را هم اضافه کنید و البته پیر دخترها )
پاریس عروس شهرهای دنیا و بهشت عشاق لقب گرفته به همین خاطر هنرمندان معروفی از امریکا و اروپا برای به تصویر کشیدن عشق در این شهر دور هم جمع شدند و هر یک در اپیزودی کوتاه ایفای نقش نموده اند .
در یک اپیزود یک قطعه نمایشی به سبک فیلمهای خون آشام بسیار خوش ساخت دیده میشود که بیشتر قواعد فیلمهای کلاسیک دراکولا را حفظ کرده ( با بازی هنر پیشه اول ارباب حلقه ها در نقش یک اتواستاپچی ).
اپیزود دیگری از عشق یک دلقک دارد که پانتومیم بسیار زیبایی دارد .
پاریس دوستت دارم فیلم برگزیده هیئت داوران فستیوال کن در سال 2006 بوده است . به هرحال از عشق ، معماری و هنر لذت ببرید.
پوستر های فیلم هم بسیار حرفه ای و گویا طراحی شده اند خلاصه جایزه کن حقش بوده.
شهر فرشته ها
شعری در قالب تصویر

نیکولاس کیج برادر زاده غول سینمای هالیوود فرانسیس فورد کاپولا است . برای اینکه از زیر سایه هنری عمو جان بیرون بره و به اصطلاح نان بازوی هنری خودش را بخورد به شهر دیگری رفت نامش را گذاشت نیکولاس کیج و از ابتدای پله های ترقی شروع کرد. عمویش هم برای (( دراکولا )) و(( سه گانه پدر خوانده )) و (( اینک آخر الزمان )) و نیم دو جین فیلمهای استخون دار و آبرومندانه صدایش نکرد تا به این حس هنری آقا احترام بگذارد . ( ولی بعدها در دو تا از فیلمهای عموجان ظاهر شد تا به وی ادای احترام کند )( قابل توجه خانواده مالک اشتر که منفی و مثبت را با هم خانوادگی رابطه ای بازی میکنند و تازه بچه های لوسشان را هم دعوت میکنند ) در کارنامه هنری نیکولاس کیج فیلمهای جالبی مانند هواشناس وتغییر چهره ثبت است ولی فیلمهای مسخره ای مانند روح سوار هم از شهرتش سوء استفاده کرده اند.
فیلم شهر فرشته ها در لوس آنجلس میگذرد در این فیلم که کمکی هم حال و هوای ماورایی دارد فرشته ها یادآوری میکنند آرامش میدهند ایجاد تمرکز میکنند ( به دزدها کمک میکنند ) و در آخر هم لطف نموده میکشند آقای ست با بازی نیکولاس کیج یکی از این فرشته هاست . تا اینکه روزی برای گرفتن جان یک بیمار وارد اتاق عمل میشود و عاشق خانوم دکتر . بعد هم برای راحتتر و امکانپذیرتر شدن رابطه از بالای ساختمان پایین میپرد تا آدم شود. وجونم براتون بگه قیمت دی وی دیش 1200 تومان است بخرید ببینید آخرش چی میشه ...
به حمید هم نمیدم چون اون دیگه به من فیلم نمیده و فیلمهای من را هم پس نمیده و یک پیام برای اون حمید دارم که ای حمید تو هم ؟
آقا تو این فیلم فرشته ها مردند که هیچ بال ندارند پیاده راه میروند لباس مشکی هم پوشیدند به دزدها هم پشت گرمی و کمک فکری میدهند. میروند میایستند صدای طلوع و غروب را گوش میکنند وقتی هم آدم میشوند در بست امین آباد!
خل خل خل
کمی هم دله و هیز
ماه ماه ماه !
آقا ما هم دله هستیم نگو فرشته ایم خبر نداریم در ضمن زیاد هم به کار خدا کار ندارند و بر خلاف فرشته های اسلامی اختیار دارند و مجبور نیستند هر کاری هم که عشق کنند میکنند آدم هم میشوند راستی در این فیلم شیطان هم نداریم کمی میتوان فکر را استراحت داد
فیلم بسیار ماهی است پر از احساس و بازی لذت بخش نیکولاس کیج.
SANNA LOGNER

معمای یک قتل قدیمی در این فیلم بررسی میشود فیلم نگاهی به گذشته دارد و پس از 15 سال یک خبرنگار آماتور قصد دارد گره معما را باز نماید.
دو شومن که در ضمن دوست و شریک تجاری هم هستند شبی در هتل محل اقامتشان تحت تاثیر مواد مخدربا یک پیشخدمت در اتاقشان سکس انجام میدهند و صبح وقتی با جسد ش روبرو میشوند آنرا ابتدا در صندوقچه یخ و بعدا در وان حمام میاندازند. هر دو تحت تاثیر مواد بوده اند و فکر میکنند دیگری این کار را انجام داده و روابطشان را قطع میکنند.
دختر پیشخدمتی هتل را به عنوان شغل تابستانی انتخاب نموده و قصد دارد خبر نگار شود برای همین میخواهد با این دو مجری تلوزیونی مصاحبه کند .
15 سال بعد خبر نگار دیگری قتل را بررسی میکند ...
فیلم کمی سکسی است .
با اینکه قتلی در این فیلم بررسی میشود اما فیلم بیننده را در حل معما شریک نمیکند و تنها به روایت بسنده میکند بنابراین نمیتوان آنرا در ژانر فیلمهای کارآگاهی قرار داد.
فیلم کمی به نقد پدیده شهرت مپردازد .
شومن یا مجر یاینگونه که در این فیلم نشان داده میود در ایران بیش از ۴۰ سال سابقه ندارد از پیشتازان آن مرحوم فرخزاد ، مرحوم منوچهر نوذری ، پرویز صیاد و حال هم رامبد جوان شهریاری و...
روح هنرمندان رفته شاد وآرزوی کامیابی برای زندگان این هنر
راستی نزرتون چیه همینطوری کوتاه باشه
قاتلین بالفطره
ژانر جنایت
نه اینکه بگویم ما در ایران قاتل زنجیره ای نداریم که همه میدانیم داریم از اصغر قاتل تا غلامرضا خوشرو تا همین اواخر آقای محمد بسیجه اما دیدمان به این افراد آدمهای نا آرام ، پست و غیر قابل ترحم است . آدمهای کمی تحصیل کرده ( در زمینه روانشناسی ) آنها را حاشیه های اجتماع میدانند پدیده هایی که در حال واکنش دادن تند به کنشهایی هستند که اجتماع بر سرشان آورده . روانشناسان به خصوص روانشناسان اجتماعی اعتقاد دارند باید مطالعات عمیقی بر زندگی این افراد انجام شود که حاصل ای مطالعات شناسایی زیر گروههای اجتماعی پر خطر و شناسایی افرادیست که میتوانند قاتلین زنجیره ای آینده باشند . افرادی که اگر در زیر پوشش مددکاران اجتماعی قرار گیرند میتوانند زندگی بهتری داشته باشند. اما وقتی بعد از 29 قتل آقای بیجه دستگیر میشود همه فقط بر طبل انتقام میکوبند و بس و هر ده سال شاهد یک قاتل زنجیره ای هستیم.
راستی قاتل تک تیر انداز مسلمان امریکایی که 4 سال پیش دستگیر شد هنوز اعدام نشده است چرا؟( چون تحقیق روی او و شاگرد جوانش به علم روانشناسی کمک میکند. )
فیلم این پست قاتلین بالفطره نام دارد به کارگردانی الیور استون قصه دو عاشق که شهرهای مختلف امریکا را میگردند وقتل انجام میدهند زندگی دختر در صحنه هایی تئاتر گونه بررسی میشود و نشانن میدهد دختر توسط پدرش مورد آزار جنسی قرار میگرفته و بسیار محدود بوده است ( با شاخص های امریکایی ) قتلها هم از قتل پدر و مادر همیشه ساکت دختر شروع میشود و قتلهایی شناسنامه دار و زنجیره ای است ( قتلهای شناسنامه دار سلسله جنایاتی است که قاتل با گذاشتن اثر جنایت خود را امضا میکند مانند زنده گذاشتن یک نفر در این فیلم )
الیور استون با گنجاندن صحنه هایی که مانند شوهای تلوزیونی کادر بندی شده و استفاده از انیمیشن و نوعی ویدئو آرت سینمایی اصلا در بیان اثر خود را محدود نکرده است.
فیلم به نوعی این سلسله قتلها را مدلل میکند و شاید تا مرز قهرمان پروری هم پیش میرود . وقتی افراد پلیس کشته میشوند یا افراد پست مورد آزار قرار میگیرند دل تماشاگر بد جوری خنک میشود این یعنی همذات پنداری با نقش منفی فیلم؟
( در ضمن اگر از این فیلم لذت بردید بانی و کلاید را هم ببینید .)

اثر دیگری که بساط دی وی دی فروشها را پر کرده یک مستند بازسازی شده است از قاتلی واقعی که خود را زودیاک معرفی میکرده . زودیاک قاتل بی رحمی که با انگیزه نا مشخص زوجهای کم سن و سال را هدف قرار میداده و بدون اینکه دستگیر شود از سال 1991 به بعد متوقف شده است . بنابراین فیلم اخیر از کارگردان فیلم هفت خط داستانی ندارد و انتظار نداشته باشید مانند یک سینمایی داستانی کلاسیک در آخر با قتل یا دستگیری قاتل یا حتی نتیجه گیری اخلاقی روبرو شوید .
به هر حال توضیحات کاملی در مورد فیلم و کارگردان توانای آن در سینما فیوچر موجود است که کنجکاویها را درمان میکند .
