فیلم : خون و شکلات Blood & Chocolate
کمپانی : مترو گلدن مایز MGM
بازیگران : Agnes Bruckner , Olivier Martinez , Hugh Dancy ,Bryan Dick
کارگردان : Katja Von Garnier
اولین نمایش : January 26th, 2007


یک فیلم جدید معرفی کنم از ژانر مورد علاقه خودم . وحشت ! چرا چون هدفمند است چون تاریخ و مذهب و خرافات و هنر و تخیل همه در خدمت گرفته میشوند تا شما هیجان داشته باشید . ژانر وحشت ممکن است زیاد بار معنایی نداشته باشد اما از روزمرگی دور است .
فیلم خون و شکلات فیلم سر آمدی نیست اما در مورد یکی از اسطوره های تکراری سینماست این نوع فیلمها با اینکه در کمپانیها ی جداگانه و به وسیله کارگردانهای مختلف ساخته میشوند و داستانی تقریبا مشابه دارند چیزی که باعث تفاوت میان آنها میشود اختلاف سلیقه و روح قصه گوست که داستان را چگونه جلوه دهد.خون و شکلات قصه مرد گرگ نماست . قصه آشناست موجوداتی انسانی که سبهای مهتابی به گرگ تبدیل میشوند و کشتار میکنند. تواناییهایی حیوانی دارند شنوایی بالا و بویایی فوق العاده و قدرت جهش و تحرک بالا از خصوصیات آنهاست.
داستان فیلم زندگی دختری گرگ انسان را نشان میدهد که در میان دو هویت به تضاد رسیده و عاشق یک انسان عادی میشود.گروه گرگهامیخواهند دختر ملکه جدید گرگها باشد. بین پسر و گروه گرگها در گیری به وجود میاید.خوب شکلات اینجا چکاره است دختر اصلی فیلم در یک شکلات سازی کار میکند و در همه جا به عنوان سمبل عشق شکلات رد و بدل میشود .
( اینجای فیلم خیلی تخیلی است . من یکی که عاشق هم باشم شکلات را خودم میخورم فداکاری هم حدی دارد شکلات را آدم بده به .... اصلا باور کردنی نیست ! دیگه اینقدر تخیل هم قابل پذیرش نیست.)
کسانی که سابقه دیدن این شخصیت در سینما را دارند میدانند که ستاره پنج پر را در این فیلم هم خواهند دید.
تبدیل شدن انسان به گرگ ماورائئ نشان داده شده و زیاد روی ماه کامل تاکید نشده است . تفاوتش با فیلمهای دیگر در اختیار داشتن و مسلط بودن گرگ-انسان در انتخاب یکی از دو قالب است در هر زمان که بخواهد.
گرگ-انسانها در اروپای قرون وسطا موجوداتی بودند که مردم زیادی به وجودشان اعتقاد جدی داشتند.افراد زیادی که به علت کمبود ویتامین C خونریزی لثه داشتند و اندامشان تغییر شکل فیزیکی پیداکرده بود یا بیماری هاری داشتند به جای مداوا به آتش کشیده شدند . مرکز این مسئله بریتانیا بوده است . ایرلند اسکاتلند....صنعت سینما میتواند از تراژدیهای بشری سرگرمی بسازد.
فیلم در رومانی میگذرد.مثل اینکه رومانی مرکز موجودات عجیب غریب است. دراکولا گرگ-انسان
تراژدی اصلی انکار حقیقت و انکار هویت است . شخصیت اصلی در حال دور زدن حقیقت است.
